رفتن به بالا

پایگاه تحلیلی خبری

تعداد اخبار امروز : 42 خبر


  • دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
  • الإثنين ۲۸ ذو القعدة ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 21 August
    تبریز لطیف
    ٣۵(°C)
    وزش باد ٩(mph)
    فشار ٢۵.٣٧(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 1-Low
    رطوبت ٢۵.٣٧(in)
اوقات شرعی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا که پایگاه اصلی خود در خاورمیانه را از دست رفته می دید به یکی از بزرگترین دشمنان این نظام تبدیل شد. تا جایی که از هیچ کوششی برای بر هم زدن نظام اسلامی ایران دریغ نکرد. چنانچه حمله نظامی در صحرای طبس و به راه انداختن کودتای نوژه و […]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا که پایگاه اصلی خود در خاورمیانه را از دست رفته می دید به یکی از بزرگترین دشمنان این نظام تبدیل شد. تا جایی که از هیچ کوششی برای بر هم زدن نظام اسلامی ایران دریغ نکرد. چنانچه حمله نظامی در صحرای طبس و به راه انداختن کودتای نوژه و ده ها توطئه و کودتای دیگر را علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در کارنامه دارد. اما وقتی در هیچ یک از این توطئه ها به نتیجه نرسید و بلکه با شکست سختی رو رو شد، به فکر افتاد تا از طریق راه اندازی یک جنگ نیابتی توسط عراق به ایران ضربه بزند.

در همین ارتباط با «سردار یدالله جوانی»، معاون سابق سیاسی و مشاورعالی فعلی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیرامون نقش آمریکا در جنگ  ۸ ساله ایران و عراق به گفتگو نشسته ایم. این مصاحبه را پیش رو دارید.

*نقش آمریکا در شکل گیری و آغاز تخاصم عراق با ایران در جنگ ۸ساله را چطور ارزیابی می کنید؟

واقعیت امر این است که رژیم بعث حاکم بر عراق در سال ۱۳۵۹ اگر از حمایت و پشتیبانی قدرت های جهانی از جمله غربی ها و در رأس آن آمریکا اطمینان خاطر نداشت ، قطعا وارد این نبرد با جمهوری اسلامی نمی شد. چرا که عراق کشوری است که هم به لحاظ وسعت سرزمینی از ایران کوچکتر است و هم به لحاظ جمعیت، جمعیت کمتری را داشت و هم در مجموع وضعیت داخلی عراق با توجه به مسأئل قومی و مذهبی به گونه ای نبود که اقتضای یک حمله اینچنینی را به جمهوری اسلامی داشته باشد.

در واقع می توان گفت که عامل اصلی ایجاد زمینه ها و بستر برای حمله رژیم بعث عراق به جمهوری اسلامی آن برآوردی بود که صدام از برخورداری از ناحیه کشورهای قدرتمند جهان و کشورهای مرتجع عرب منطقه در این جنگ داشت. آمریکایی ها هم با توجه به شکست هایی که خورده و ایران را از دست داده بودند از همان ابتدا و بلافاصله بعد از شکل گیری جمهوری اسلامی، سیاست ثابتی را در پیش گرفتند.  آن هم اینکه باید انقلاب اسلامی را به شکست برسانند و جمهوری اسلامی را ساقط کنند تا مجدد ایران را به قلمرو سیاسی غرب برگردانند و این سیاست ثابتی بود که امریکایی ها در پیش گرفته بودند.

آغاز جنگ با مشوق های آمریکایی

برای اینکه آمریکایی ها به این اهدافشان برسند چند تا کار را انجام دادند که در این کارها با شکست و ناکامی مواجه شدند تا اینکه نهایتا صدام را تحریک و با اعلام حمایت و پشتیبانی از او یک جنگ نیابتی به راه انداختند. در واقع صدام با تحریک و مشوق های آمریکایی ها وارد جنگ با ایران شد و این نکته خیلی مهمی است که اگر نگاه آمریکا نبود تا پشتیبانی ها، تحریک ها، حمایت ها و تأییدهای ابرقدرت های جهانی نبود شاید اساسا جنگی اتفاق نمی افتاد.

*عراق چرا وارد جنگ با ایران شد و دشمنی آمریکا با نظام اسلامی چقدر به شعله ور تر شدن آن دامن زد؟

اینکه عراق وارد جنگ شد با توجه به این زمینه هایی که اشاره کردم به ویژگی های شخصیتی و فردی صدام حسین که فردی خودمحور، خود رأی، جاه طلب و قدرت طلب بود، بر می گشت. وی تصور می کرد که انقلاب اسلامی زمینه های ضعف ایران را در منطقه فراهم کرده و او هم در رویای رسیدن به رهبری در منطقه و رهبری جهان عرب به سر می برد.

لذا تصورش این بود که ضعف در ایران از یک طرف، سیاست های غرب و دولت های عرب در منطقه نسبت به جمهوری اسلامی ایران نیز از طرف دیگر برای او یک فرصت طلایی را ایجاد کرده که اگر او داوطلب این جنگ با ایران شود ظرف یکی دو سه هفته و نهایتا یکی دو سه ماه می تواند فاتح جنگ شود. او تصور می کرد می تواند در این زمان به آن اهدافی که می خواهد در منطقه برسد، ایران را تجزیه کند و خوزستان را ملحق به عراق کند همچنین برخی از جزایر را به نوعی تصرف کند و قدرت برتر خلیج فارس شود و همه اینها به آن ویژگی های شخصی صدام حسین برمی گردد. او یک جنگی را به راه انداخت که خسارت های زیادی را به ملت ایران وارد کرد و خود عراق و ملت عراق را دچار مصیب های بسیار فراوانی کرد.

پس اینکه چرا صدام وارد جنگ شد بیشتر به ویژگی های شخصیتی صدام حسین  بر می گردد.

*وقایع تاریخی از روابط نه چندان دوستانه عراق با آمریکا حکایت می کند؛ چه شد که آمریکا وارد رابطه دوستانه ای با عراق شد و صدام را برای جنگ نیابتی با ایران تشویق کرد؟

به هرحال با انقلاب اسلامی یک تغییرات ژیوپولوتیکی در منطقه رخ داد و آمریکا مهم ترین پایگاه خود را در منطقه از دست داد؛ در داخل عراق هم بعد از جمهوری اسلامی این تحلیل وجود داشت که ما برای اینکه بتوانیم در مقابل انقلاب اسلامی بیاستیم باید یک انعطافی در برابر غرب داشته باشیم.

لذا یک نیاز دو طرفه به وجود آمد چون غرب در منطقه کشورهایی چون ایران و عربستان را در اختیار داشت و عراق و سوریه و برخی از کشورهای دیگر در منطقه در بلوک شرق حضور داشتند و اگر مثلا ارتش ایران یک ارتش غربی و آمریکایی بود، ارتش عراق یک ارتش وابسته به بلوک شرق بود و سلاح ها و جنگ افزارهای آن عمدتا متعلق به شوروی سابق بود.

از این رو تغییرات ژیوپولوتیکی منطقه باعث شد که یک نیازی در آمریکا و متقابلا در عراق برای نوعی تعامل و همکاری شکل بگیرد و این مسأله باعث شد که آن روند واگرایی و چالش های گذشته به حاشیه برود و دو کشور برای رسیدن به منافع مشترک همکاری های لازم را داشته باشند. اوج این همکاری ها در آغاز جنگ بود که صدام حسین به راه انداخت و آمریکایی ها هم در منطقه تمام توان خودشان را پشت سر صدام به صحنه آورند. چون امریکایی ها دنبال این بودند که جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را شکست دهند و صدام هم به دنبال این بود که از این فرصت برای تبدیل شدن به یک رهبر منطقه  استفاده کند.

در واقع این فرصتی و نیازی بود که هر دو احساس می کردند وجود دارد، سبب شکل گیری یک همگرایی بین امریکا و عراق شد.

*رهبر انقلاب امام خمینی در آغاز جنگ عنوان کردند “عراق مترسک آمریکاست”. به عبارتی ایشان همان ابتدای جنگ به جنگ نیابتی عراق از جانب آمریکا اشاره کردند؛ این دور اندیشی حضرت امام از کجا نشأت می گرفت و این واقعیت چطور برملا شد؟

حضرت امام(ره) همواره دوراندیشانه و با شناخت عمیقی که از صحنه داشتند، پیش بینی هایی را انجام می دادند تا مطالبی را بیان کنند که واقعیت داشت. منشأش می تواند آن شناخت عمیقی باشد که خود حضرت امام داشتند و چون در راه خدا قیام کردند و خداوند وعده نصرت به مؤمنینی که در راه او قیام می کنند و به حرکت در می آیند، داده است.

نصرت های الهی امام برای پیش بینی های سرنوشت ساز

یکی از نصرت های الهی همان الهامات است همان شناخت هاست و همان راه را جلوی پاگذاشتن است. خود خداوند می فرمایند که کسانی که در راه ما جهاد می کنند ما راههای خودمان را که راه های موفقیت و پیشرفت است جلوی پای آنها می گذاریم.

لذا حضرت امام دشمن را به خوبی می شناخت و مکر و حیله های دشمن را به خوبی تشخیص می داد و پیش بینی می کرد و دوراندیشانه مردم را نسبت به نقشه ها و توطئه های دشمنان آگاه می ساخت.

وقتی که صدام جنگ را آغاز کرد امام مطمئن بودند که این کار، کار صدام نیست، صدام تحریک شده و بازیچه قرار گرفته و دیگرانی هستند که صدام را وارد این صحنه کردند. چون عرض کردم مشخص بود که عراق کوچکتر از ایران و جمعیتش هم کمتر از ایران است و در واقع اگر صدام به توان خودش به تنهایی می خواست حساب کند قطعا نباید وارد جنگ با ملت ایران می شد.

پس باید اینجا پذیرفت که این جنگ یک جنگ نیابتی است و صدام هم به نیابت از دیگران وارد این عرصه و میدان شده است.موضع گیری هایی که آمریکا در این خصوص داشت هم این را نشان داد.

آمریکا یی ها از همان ابتدا که با از دست دادن ایران خسارت دیدند، تهدیدهایی را شروع کردند ولی حضرت امام با مواضع انقلابی و قاطعانه ای که اتخاذ کردند به آمریکایی ها این پیام را دادند که هر نوع رویارویی با ملت ایران به ضرر آمریکا تمام خواهد شد و ملت ایران با تمام قوا در مقابل آمریکا خواهد ایستاد.

گذر زمان ثابت کرد « عراق مترسک آمریکاست»

آمریکایی ها هم بعد از حادثه طبس متوجه شدند که رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی برایشان بسیار خطرناک است و ریسکش بالاست و لذا به دنبال راه اندازی یک جنگ نیابتی در منطقه افتادند.

با این مقدمه ها و زمینه ها بود که وقتی صدام حمله کرد حضرت امام قاطعانه فرمودند که عراق مترسک آمریکاست و به نیابت از آمریکا و قدرت ها وارد این جنگ شد، گذر زمان هم این حقیقت را آشکار کرد که همینطور است صدام به نمایندگی از قدرت های شیطانی وارد جنگ با ملت ایران شده است.

*در ادامه جنگ روابط آمریکا با عراق دوستانه تر شد و تا جایی پیش رفت که آمریکا بیشتر تسلیحات نظامی و سلاح های شیمیایی و میکروبی عراق را تأمین می کرد، آیا این امر تنها ناشی از یک رابطه بین المللی بود؟ چه اهدافی پشت پرده این رابطه وجود داشت؟

وقتی که همان ماه های اول جنگ متجاوزین نتوانستند به اهداف مورد نظر خودشان برسند و روند جنگ تغییر کرد و با پیروزی های راهبردی که جمهوری اسلامی و رزمندگان اسلام به دست آوردند، غرب به شدت نگران شد چون وقتی که غرب جنگی را با جلو انداختن صدام راه انداخته مشخص است که شکست صدام و سقوط وی هم پیامدهای راهبردی منفی برای حامیان صدام دارد.

برهمین اساس بود که غرب جمع بندی اش این بود که به هر نحوی شده باید از سقوط صدام به لحاظ نظامی جلوگیری کنیم و همین مسأله ایجاب کرد که آنها روز به روز روابطشان را عمیق تر، گسترده تر و همچنین آشکارتر کنند تا جایی که حتی مستقیم در کنار کمک ها و تجهیزی که می کردند به شکل مستقیم غربی ها وارد جنگ با ما شدند. خصوصا آمریکایی ها حمله به کشتی های نفتی، حمله به سلاح های نفتی و در نهایت زدن هواپیمای مسافربری ایرباس که منجر به شهید شدن قریب به ۳۰۰ نفر از مردم بی گناه کشورمان شد را انجام دادند.

روابط دوستانه نیاز استراتژیک آمریکایی ها بود

این نشان می دهد که آمریکایی ها در طول جنگ به شدت نگران این بودند که صدام به لحاظ نظامی سقوط کند بر همین مبنا روابطشان را بیشتر کردند و تلاش کردند که جلوی سقوط وی را بگیرند.

در واقع این گسترش و عمیق کردن روابط و نزدیک شدن بیشتر روابط و دوستانه تر شدن آن  نیاز استراتژیک خود آمریکایی ها بود، از طرفی هم صدام این نیاز را داشتدچون صدام آسیب های جدی دیده بود، مناطقی را که قبلا تصرف کرده بود را از دست داده بود، جمهوری اسلامی در بعضی مناطق پیشروی را داشت و او به شدت نگران این بود که سقوط کند یعنی اینجا باز این نیاز متقابل بود که باعث شد که رواط اینها در طول جنگ بیشتر شود.

*آمریکا چطور جنگ ۸ساله ایران و عراق را راهبری می کرد؟

در این جنگ از همان ابتدا تا انتهایش اتاق فکری درست شده بود که افرادش را عمدتا صهیونیست ها و آمریکایی ها تأمین می کردند. یعنی ما وقتی که می بینیم که قریب ۴۰ کشور مستقیم از صدام حمایت می کنند، کشورهای عربی منابع مالی و نیازهای لوژستیکی و تدارکاتی رژیم بعث را تأمین می کنند حتی برخی از کشورهای عربی نیروی انسانی در اختیار عراق قرار می دهند و کشورهای غربی سلاح شیمیایی و میکروبی و انواع و اقسام تجهیزات و اطلاعات لازم را در اختیار آنها قرار می دهند! این نشان می دهد که این جنگ در یک جایی مدیریت راهبردی دارد. در واقع در آن نقطه کانونی هم خود آمریکایی ها هستند ولی خوب مشخص شد که در نهایت بازنده این جنگ صدام بود و وقتی که صدام نتوانست به هیچ یک از اهداف خودش برسد بازنده این جنگ در نهایت خود آمریکایی ها بودند چراکه از دل این جنگ یک ایران قوی و قدرتمند و تأثیرگذار در منطقه بیرون آمد.

امروزه اگر ما موقعیت و نفوذی از بحث مقاومت تابیداری اسلامی را در منطقه داریم، بخش عمده اش نتیجه همان دوران دفاع مقدس است که در واقع آمریکایی ها از طریق صدام به دنبال نابودی انقلاب و جمهوری اسلامی بودند اما نه تنها این اتفاق نیافتاد بلکه جمهوری اسلامی در جنگ قوی و قدرتمند و تأثیرگذار شد.

خوب در ادامه اش ما می بینیم که آمریکایی ها برای اینکه بتوانند به شکل دیگری جمهوری اسلامی را مهار کنند آن قضایای بعدی رخ داد و نهایتا بحث سقوط صدام با حمله آمریکا به عراق که این هم خودش از درس های روزگار است، شکل گرفت. این یکی از نکات عبرت آموز است که صدام که خوش خدمتی کرد و کاملا در اختیار آمریکایی ها بود چگونه توسط خود آمریکا از اریکه قدرت به زیر کشیده شد تا بتوانند به شکل دیگری از عراق علیه ما استفاده کنند.

اینجا هم سیاست های آمریکا با شکست مواجه شد و آنها نتوانستند در عراق اهداف خود را به خوبی پیش ببرند و حالا در ادامه اش این جنگ های نیابتی گروههای تروریستی و تکفیری را داریم که قطعا در این مسیر هم آمریکایی ها بازنده نهایی خواهند بود و ملت های منطقه با کمک جمهوری اسلامی ایران می توانند به دوران آمریکا در منطقه پایان دهند.

این اتفاقی در حال روی دادن است، در واقع آمریکایی هایی می خواستند از طریق جنگ و زیاده خواهی صدام، جمهوری اسلامی را نابود کنند اما امروز جمهوری اسلامی یک واقعیت است، یک قدرت تأثیرگذار که جبهه مردمی را در مقابل آمریکایی ها و متحدین آنها شکل می دهد؛ روند تحولات میدانی این جبهه به گونه ای است که آمریکایی ها روز به روز با افت قدرت بیشتری مواجه می شوند.

به نقل از زاهدان نیوز

اخبار مرتبط

نظرات

آخرین اخبار

نرخ ارز امروز

USD دلار آمريکا 32,980 ریال
GBP پوند انگليس 42,461 ریال
CHF فرانک سويس 34,155 ریال
SEK کرون سوئد 4,065 ریال
NOK کرون نروژ 4,163 ریال
DKK کرون دانمارک 5,213 ریال
IQD100 يکصد دينار عراق 2,828 ریال